1.   مشاوره و انجام پروپوزال  و پایان نامه ، مشاوره در زمینه ارائه سمینار، 
       مشاوره و انجام مقاله های بین المللی و داخلی، 
       مشاوره و انجام مقاله در مجله های علمی پژوهشی معتبر، 
        مشاوره و آموزش شبیه سازی شبکه توسط شبیه ساز آکادمیک 2-NS، 
         مشاوره و آموزش شبیه سازهای ترافیک شهری از قبیل  SUMO، ONE، و ...
          کمک به دانشجویان برای پیاده سازی ایده ها و مقالات خود با شبیه سازهای
               NS2, NS3 , OMNET++ , ONE
     
    
                 شماره تماس :
                         حسین رنجبران:    09101607834   
                                          
    
                  ساعات تماس: 
                                      ۸ الی ۲۰
                         
                   ایمیل:
                         hossein.ranjbaran.it@gmail.com
                        
           
    

الگوريتم های مبتنی بر دسته بندی

شروع موضوع توسط AdMiN ‏30/1/14 در انجمن MAC

وضعیت موضوع:
You must be a logged-in, registered member of this site to view further posts in this thread.
  1. AdMiN

    AdMiN Administrator هیات مدیره

    دسته بندي موجب مقياس بندي آسانتر الگوريتم ها مي گردد. اين گروه از الگوريتمها، يک دسته را بعنوان موجوديتي منفرد در نظر مي گيرند. همچنين دسته بندي، ترافيک محلي را از ترافيک سراسري تفکيک مي کند. ترافيک محلي همان تراکم داده و سازماندهي گره حسگر مي باشد در حالي که حمل پيام مستلزم ترافيک سراسري مي باشد.

    پويايي گره، الگوريتم هاي دسته بندي را به علت تشکيل گروه و الگوريتم هاي تعيين سرگروه که بايد با جابه جايي يا مرگ گره حسگر تطبيق پيدا کنند، پيچيده مينمايد. الگوريتم هاي دسته بندي گره هاي حسگر، ابزاري جهت حفظ انرژي مي باشند.

    1- LEACH

    پروتكل[1]LEACH حاوي پروتكل MAC مبتني بر TDMA با دسته بندي و پروتكل ساده مسيريابي است. LEACH براي حفظ انرژي، گره هاي حسگر را به خوشه هايي تفكيك مي كند و در هر خوشه يك گره به عنوان سرخوشه تعيين مي شود. سرخوشه مسئول ايجاد و نگه داري زمانبندي TDMA بوده، اعضاي خوشه را هماهنگ مي کند و داده توليد شده در داخل خوشه را هدايت مي کند. بقيه گره هاي يك خوشه، گره هاي عضو[2] ناميده مي شوند. براي همه گره هاي عضو، برش هاي TDMA كه براي مبادله داده بين گره هاي عضو و سرخوشه بكار مي رود، تعيين شده است. گره هاي موجود در هر خوشه جهت جلوگيري از تداخل با خوشه هاي همسايه با استفاده از DSSS باهم ارتباط برقرار مي کنند. گره هاي عضو جز در برش هاي زماني خود، در بقيه برهه ها مي توانند بخوابند. سرخوشه، داده ها را از اعضاء جمع آوري کرده و آن ها را به گره چاهک[3] يا به گره هاي ديگر براي بازسازي بيشتر ارسال مي كند. زماني كه چاهک دور باشد سرخوشه بايد انرژي قابل توجه اي را براي ارسال مصرف نمايد.


    گره هاي غير سرخوشه، سرخوشه هاي خود را براساس شدت سيگنال دريافت شده انتخاب مي كنند. بعد از اينكه گروه ها تشكيل شد، هرسرخوشه به طور تصادفي يك كد CDMA را براي گروه خود در نظر ميگيرد . سپس گره هاي عضو مجبور هستند آن را بكار برند. براي تعديل مصرف انرژي در سراسر شبکه، نقش سرخوشه در ميان گره ها ي حسگر يک خوشه، هنگامي که سرخوشه فعلي منابع انرژي کمتري نسبت به ديگر گره هاي حسگر دارد، چرخيده مي شود. گره هاي حسگري که چند پيام اعلان سرخوشه را دريافت کرده اند مي توانند سرخوشه اي را انتخاب کنند که نياز به انرژي کمتري براي برقراي ارتباط دارد. نحوه شکلگيري ارتباطات در اين الگوريتم، در شکل زیر نشان داده شده است.

    upload_2014-1-31_0-28-27.png
    نحوه ارتباطات در LEACH

    LEACH داراي چندين مشکل مي باشد.اول آنکه، نياز به DSSS دارد که مصرف انرژي و هزينه گره حسگر را افزايش مي دهد. دوم، تشکيل خوشه و بازسازي آن باعث هدررفتن زمان و انرژي در آن مدت مي شود. در نهايت سوم آنکه، LEACH فرض مي کند که هر گره حسگر مي تواند با ايستگاه پايه[1] ارتباط برقرار کند که اين خود باعث مي شود، گره هاي حسگر مقدار زيادي انرژي را براي ارسال پيام مصرف کنند.(البته منظور از گره هاي حسگر همان سرخوشه ها مي باشد). همچنين چون يك سرخوشه كه در فاصله دورتري از چاهک مي باشد ابداً انرژي كافي براي رسيدن به حفره را ندارد، توانايي پوشش نواحي جغرافيايي بزرگ را دارا نيست.


    2- GANGS

    الگوريتم GANGS نيز گره ها را به خوشه هايي تقسيم مي کند. اما برخلاف LEACH، يک الگوريتم مبتني بررقابت را براي ارتباطات داخل خوشه و TDMA را براي ارتباطات بين سرخوشه ها بکار مي برد. GANGS التزامي براي برقراري ارتباط سرخوشه ها با ايستگاه پايه ندارد. GANGS خوشه ها را در دو مرحله تشکيل مي دهد: اول، انتخاب سرخوشه و دوم، اتصال خوشه ها به يکديگر. هر گره حسگر که منبع انرژي باقيمانده بيشتري دارد همسايه ها آن را بعنوان سرخوشه اعلام مي کنند و يک پيام اعلان[1] به آن ارسال مي کنند.
    همانطور که سرخوشه ها عمليات خود را انجام مي دهند، منابع انرژي آنها نسبت به اعضاء خوشه کاهش مي يابد. اين امر موجب ميشود که گره هاي حسگر رويه تشکيل سرخوشه را دوباره انجام دهند تا مصرف انرژي را در سراسر شبکه تعديل نمايند. براي تخصيص برش ها، سرخوشه ها يک الگوريتم توزيع شده را انجام مي دهند که باعث ميگردد هر سرخوشه يک برهه براي ارسال داشته باشد و برهه هاي استفاده شده توسط همسايگان را نيز بداند. نحوه شکلگيري ارتباطات در اين الگوريتم، در شکل زیر نشان داده شده است.

    upload_2014-1-31_0-31-49.png
    نحوه ارتباطات در GANGS


    مشابه LEACH، GANGS نيز معايبي دارد. تشکيل سرخوشه و بازسازي آن، باعث اتلاف منابع انرژي و زمان مي شود و همچنين به علت آنکه ممکن است همه برهه ها استفاده نشوند ساماندهي آنها نيز باعث اتلاف منابع مي گردد. GANGS به منابع محاسباتي خيلي کمتري نسبت به TRAMA و همچنين به فضاي کمتري روي گره هاي حسگر نسبت به LEACH نياز دارد.

    [1]Announcing
    [1]base station

    [1]Low-Energy Adaptive Clustering Hierarchy

    [2] member nodes

    [3]sink node
     
وضعیت موضوع:
You must be a logged-in, registered member of this site to view further posts in this thread.

این صفحه را به اشتراک بگذارید